لغو برخی جوايز ادبی و سروصداهای مربوط به برخی جوايز ديگر شايد مهمترين رويداد ادبی سال ۸۵ باشد. از بين جوايز متعددی که در اين سالها برای داستان نويسی و شعر پيدا شده است جايزه مجله کارنامه که به شعر اختصاص داشت از سال ۸۴ تق و لق شده بود و امسال به کلی لغو شد. جايزه داستان نويسی يلدا که يکی از جوايز جدی مربوط به داستان نويسی بود امسال برگزار نشد و ديگر اميد آن نيست که در سالهای آينده هم برگزار شود.

جايزه مهرگان که از سوی پخش کتاب ايران ( پکا ) اهدا می شد، امسال به دليل گرفتاری های مالی برگزار نشد. سهل است پکا خود چندان به مسائل مالی دچار شده است که اميدی به بقای آن نيست. جايزه گلشيری که شايد مهمترين جايزه داستان نويسی باشد دچار برخی دسته بندی های سياسی شد و از اعتبار خود کاست. در اين ميان تنها جايزه منتقدين مطبوعات است که به خوبی و زيبايی سالهای گذشته برگزار شد و رمق و اعتبار خود را نگهداشت.

از اين ميان جايزه گلشيری امسال پر از حرف و حديث شد و اعتراض هايی برانگيخت. اعتراض ها به شفاف نبودن انتخابها بر می گشت. ميترا الياتی که خود يکی از برندگان جايزه گلشيری است و زمانی داوری يکی از بخش های آن را به عهده داشته، اعلام کرد که در جايزه گلشيری اعمال سليقه رخ داده است. سال پيش هم ناتاشا اميری حرف هايی درباره آقای سناپور مطرح کرده بود. سيدرضا شکراللهی که در سايت خوابگرد بيش از هر نشريه و رسانه ای مباحثی از اين دست را پيگيری می کند درباره جوائز ادبی امسال نوشت رمان « بازی آخر بانو» نوشته بلقيس سليمانی نامزد جايزه ادبی مهرگان بود ولی برنده نشد، تنها نامزد رمان اول جايزه گلشيری بود ولی نه برنده شد و نه نامش اعلام شد، نامزد جايزه منتقدان مطبوعات بود ولی برنده نشد. برنده نشدن بلقيس سليمانی در جايزه مهرگان خيلی ها را شگفت زده کرد، در جايزه گلشيری دچار نسانسور از نوع روشنفکری شد و در جايزه منتقدان مطبوعات در رقابت با رمان فرخنده آقايی به نسبت معيارهای اين گروه نتوانست رأی اکثريت را بياورد.

فرهنگ فارسی تاجيکی نيز سال گذشته منتشر شد

در مورد جايزه ادبی مهرگان نخست سازمان پخش کتاب ايران ( پکا ) اعلام کرد که اين جايزه از اين پس به صورت مستقل برگزار خواهد شد. جلال هاشمی عضو هیأت رييسه پکا کمی بعدتر اعلام کرد که شرکت پکا در حال رکود به سر می برد و توان پرداخت هزينه سنگين داوری و بررسی های کتاب را ندارد. اسپانسرهای جايزه مهرگان خانم دکتر طاهری و خانم فرگاه بودند که مبلغ جايزه را به نويسندگان پرداخت می کردند اما پکا موفق نشد اسپانسرهای ديگری جذب کند و به اين ترتيب جايزه به عهده تعليق افتاد. با وجود اين آقای زرگر مدير عامل پيشين پکا موفق شد جايزه مهرگان را به صورت مستقل اما مقداری کم رنگ تر در يکی از فرهنگسراها برگزار کند اما اميدی نيست که در سالهای آينده نيز اين اتفاق هر چند به صورت کم رمق تر ادامه يابد.

تا بحث جوايز در ميان است بايد از جايزه ادبی بيژن جلالی نيز ياد کرد که چند سال است بطور متوالی برگزار می شود و امسال جايزه خود را به احمد رضا احمدی داد که مشهورتر از آن است که در اينجا به او بپردازيم.

همچنين در عرصه داستان کوتاه بايد از جايزه هدايت نام ببريم که امسال به نسرين مدنی به خاطر داستان کوتاه "مرده شور" تعلق گرفت و مرضيه جوکار با داستان "وسوسه همه جنگل ها" و آراز بارسقيان با داستان "غريبه" لوح تقدير دريافت کردند.

با وجود همه جوايز ادبی بخش خصوصی، هنوز مهمترين جايزه کتاب در ايران، همان جايزه کتاب سال جمهوری اسلامی است که با امکانات وزارت ارشاد برگزار می شود و امسال تعداد سکه هايش به ۵۰ افزايش يافت. کتاب سال جمهوری اسلامی امسال سعی کرد با مطرح کردن نام چند تن از نويسندگان غير وابسته به حکومت، مانند امير حسن چهل تن، عبدالله کوثری و مهدی سحابی بر اعتبار جايزه بيفزايد اما اين جايزه از همان اول کار با مقاومت روشنفکران رو به رو شد. امير حسن چهل تن داستان نويس که رمان او « سپيده دم ايرانی » نامزد کتاب سال شده بود، اعلام کرد که از شرکت در اين جايزه کنار می کشد. دليل نويسنده سپيده دم ايرانی سانسور کتاب در دوره رياست جمهوری محمود احمدی نژاد با وزارت صفار هرندی عنوان شد که ماجراهای زيادی در پی آورد.

حرف های چهل تن سبب شد زخم کهنه سانسور که در تمام سالهای حکومت اسلامی وجود داشته بيشتر سر باز کند و سبب بحث های تازه ای شود. محمود دولت آبادی اعلام کرد که ديگر کتاب چاپ نخواهد کرد. احسان نراقی روشنفکر ايرانی دوره وزارت صفار هرندی را « سياه ترين دوران کتاب در ايران » خواند که به قول او « بعدها در تاريخ از آن به عنوان فاجعه قرن » ياد خواهد شد. او که مجموعه مقالاتش به تيغ سانسور دچار شده بود، مقالاتی که سالها پيش منتشر شده بود و برای تجديد چاپ به وزارت ارشاد رفته و در آنجا گير کرده، گفت: اين تنها مشکل من نيست، هر ناشری دست کم ۴۰ عنوان کتاب دارد که وضعيتشان مشخص نيست و اين نشان می دهد که کارهای مسئولان فرهنگ و ارشاد اسلامی هيچ منطقی ندارد.

سيد علی صالحی شاعر نيز در نقد طعنه آميزی گفت « وزارت ارشاد اسلامی احتمالا بر اين باور است که شعر، کلام و نوشته های ما موجبات فقر و نکبت را پيش آورده است. احتمالا معتادان ميليونی بعد از مطالعه دقيق آثار ما از صراط مستقيم منحرف شده اند. فساد، فحشاء، فقر، بيکاری و اختلاف فاحش طبقاتی، رکود، تورم، گرانی کمرشکن، سقوط بی سوال محرومان در اعماق گرسنگی و بی پناهی و همه و همه زير سر کلمات ماست ».

با وجود اين، جايزه کتاب سال جمهوری اسلامی در رشته تاريخ امسال به کتابی تعلق گرفت که اولا کتاب ارزنده ای است، ثانيا حوادث بعدی دادن آن جايزه را مهمتر کرد. « يونانيان و بربرها » با آمدن فيلم ۳۰۰ که همه ايرانيان را در همه جای جهان رنجيده خاطر ساخته است حتما امسال بيشتر خوانده خواهد شد. اين کتابی است از امير مهدی بديع که به زبان فرانسه نوشته شده و ترجمه آن که از سوی سه تن انجام پذيرفته و از سوی انتشارات توس به مديريت ناشر قديمی محسن باقر زاده منتشر شده است. موضوع يونانيان و بربرها اين است که يونانيان در ادوار گذشته به ايرانيان چگونه نگريسته اند و آن نگاه يونانيان که بعدها به غرب منتقل شد اکنون درباره ما چگونه داوری می کنند. هر چند اين از وضعيت امروز و شرايطی که بر ما حاکم است جدا نيست، اما واقعيات نهفته در آن کتاب را هم نمی توان ناديده گرفت و همانطور که در جشن رونمايی کتاب در ماه آبان سال ۸۵ گفته شد مجعولات آن را نمی توان پذيرفت.

برعکس برنده جايزه کتاب سال در رشته تاريخ، رمانی که امسال برنده جايزه کتاب سال در رشته داستان شد، "اندکی سايه"، نوشته احمد بيگدلی از تيغ انتقادات اهل کتاب نرست. گفتند و نوشتند که آن جايزه برای آن کتاب چندان قابل دفاع نبوده است. کتاب آميخته ای از روايات مختلف است که از اعتصابات کارگران نفت تا عاشورای حسينی در آن به هم می آميزند اما سرانجام شکل روايات امروزی به خود نمی گيرد و در بند توصيف طبيعت در حاشيه زاينده رود می ماند. از نثر کتاب بسيار گفته و تعريف کرده اند اما بلقيس سليمانی در جلسه نقد و بررسی شهر کتاب گفت « نثر بايد فراخور داستان و موضوع باشد، اما اين نثر که برای توصيف طبيعت حاشيه زاينده رود خيلی عالی است وقتی قرار است در خدمت داستان قرار بگيرد مشکل ايجاد می کند ».

جلسه بررسی نسخه تازه غزليات سعدی که بهمن ماه برگزار شد

در نگاه به وقايع ادبی سال از آنچه نمی توان گذشت کوشش های علی دهباشی مدير و سردبير مجله بخاراست. علی دهباشی با اين مجله توانسته يک جريان ادبی به وجود آورد و بخش مهمی از وقايع ادبی سال را رقم بزند. بخشی از اين فعاليت ها در کافه تيتر انجام گرفته که اکنون به يکی از محفل های ادبی تهران بدل شده و از اقدامات آن جداگانه بايد ياد کرد. نشست با پروفسور مارزلف، هاشم رجب زاده، شهلا حائری، جعفر والی و احسان نراقی از جمله جلساتی است که به همت مجله بخارا در کافه تيتر برگزار شده است. پروفسور مارزلف آلمانی ايران شناس فعالی است که در اين سالها درباره قصه ها و افسانه های ايرانی کار می کند و هزار و يک شب بيشتر از قصه های ديگر مورد توجه او قرار گرفته است، هرچند ديدگاههای او در اين زمينه مورد انتقاد بسياری از فرهيختگان ايرانی است. او هزار و يک شب را بيشتر يک کتاب عربی می داند و پژوهندگان ايرانی مانند بهرام بيضايی اصل و نسب کتاب را ايرانی می شناسند.

به غير از اين دهباشی جلساتی برای مهمترين شخصيت های ادبی و نويسندگان بنام جهان تشکيل داده که به شبهای بخارا موسوم است. از ۲۷ شبی که به نام شبهای بخارا ثبت شده، شبهای مربوط به هانا آرنت، ژاک پرور، تاگور، ويرجينيا وولف، لوئيس بونوئل و اورهان پاموک از جمله اين شبهای به ياد ماندنی است. از شبهايی که برای ايرانيان معروف ترتيب داده شده، می توان از شب جمال زاده، شب سيد حسينی، شب درم بخش، شب بيضايی، شب مولانا و شب ادبيات آشوری ياد کرد. شب سيد حسينی به مناسبت ۸۰ سالگی اين مترجم نامدار ترتيب داده شد و شب درم بخش به مناسبت ۵۰ سال فعاليت اين کاريکاتوريست ايرانی شکل گرفت که پس از انقلاب سالها در خارج از کشور فعاليت داشت و اکنون چند سال است که به ايران بازگشته است.

مجله بخارا در سال ۸۵ ويژه نامه هايی هم برای پيتر هانتکه، فردينان سلين، ويرجينيا وولف و ... منتشر کرد. اين نشريه اين روزها نيز به مناسبت فرارسيدن نوروز، ويژه نامه داستان های نوروزی چاپ می کند.

در بين مطبوعات روزنامه ای نيز روزنامه شرق که در سال گذشته تعطيل شد ( هرچند در پايان سال از اتهامات خود تبرئه و از آن رفع توقيف شد) ويژه نامه هايی منتشر کرد که درخور اعتنا بودند. در اين ويژه نامه ها که به وسيله احمد غلامی سردبيری می شد از جمله به داستان توجه می شد. احمد غلامی که در آن کار دست داشت با تعطيل شرق به روزنامه اعتماد رفت و جريان تازه ای در آنجا به راه انداخت که به ويژه نامه های اعتماد معروف است و روزهای پنجشنبه خوانندگان نه چندان مشتاق روزنامه ها را به وجد می آورد. اين ويژه نامه ها اگرچه هنوز به اندازه لازم رنگ ادبی ندارد و از حيث سياسی و اجتماعی آن پر رنگ تر است اما مهمترين بحث های ادبی روز را هم در بر می گيرد. ويژه نامه نوروزی اين روزنامه هم صرفا رنگ ادبی و اختصاص به داستان داشت و شکل کامل ادبی به خود گرفت.

يکی ديگر از کسانی که در به وجود آوردن جريان های ادبی در سالهای اخير نقش دارد علی اصغر محمد خانی است که پيش از اين دست اندرکار کتاب ماه ادبيات و فلسفه بود و در آنجا سالهای دراز در معرفی آثار ادبی کوشيد ولی با تغيير دولت و تعويض وزير ارشاد، محمد خانی از کتاب ماه رفت و به سمت معاون فرهنگی شهر کتاب منصوب شد. وی در شهر کتاب نيز نشان داد که يک تنه می تواند جريانات فرهنگی راه بيندازد. شهر کتاب که تا پيش از او نقشی در جريان های ادبی و فرهنگی نداشت با معاونت او در سال ۸۵ نقش مهمی در اين زمينه ها ايفا کرد. نگاهی به فهرست کارها و جلساتی که محمد خانی توانسته در طول يک سال اخير در سالن کوچک شهر کتاب برپا کند از چهل در می گذرد و به تنهايی کار يک وزارتخانه است. شايد مشهورترين فعاليت شهر کتاب در سال ۸۵ جلساتی باشد که در بزرگداشت مولانا به مناسبت هشتصدمين سال تولد اين شاعر بزرگ فارسی زبان برگزار شده است. شرح و تفسير همين جلسات کار سترگی است که در يک گزارش نمی گنجد و در اينجا صرفا با نام بردن از روی آن عبور بايد کرد. همينقدر بگوييم که سرشناس ترين مولوی شناسان به اين جلسات آمدند و برای مخاطبان مشتاق سخن گفتند.

اما ديگر فعاليت های شهر کتاب اهميت کمتری ندارند. محمد خانی می داند کدام کتاب مهم است و برای کدام کارها بايد جلسه گذاشت و جامعه فرهنگی را متوجه آنها کرد. برای نمونه او در بهمن ماه ۸۴ همان اوايل کار خود در شهر کتاب جلسه ای برای رمان « بازی آخر بانو » گذاشت که در جريان جوائز ادبی سال ۸۵ سروصدا کرد. در سال گذشته مهمترين جلسات ادبی شهر کتاب عبارت بودند از جلسه سعدی و منتقدان، بازخوانی ميراث فردوسی، طليعه تجدد در شعر فارسی، شبی با هزار و يک شب، فرهنگ فارسی تاجيکی، فلسفه و تجدد، و فردوسی و هومر. هنوز سخن های آبدار فتح الله مجتبايی در جلسه فردوسی و هومر که در آن به شناخت ريشه های حماسه سرايی پرداخت، و سخنان ضيا موحد درباره سعدی و نيز سخنان رضا داوری اردکانی در باره کتاب فلسفه و تجدد در گوشمان زنگ می زند.

 

موضوع ديگری که در گزارش ادبی سال نمی توان از آن گذشت انتشار کتاب « بوف کور، ناسيوناليسم و هدايت» نوشته ماشاءالله آجودانی است که اگرچه در لندن انتشار يافت اما بحث های آن در ايران انجام گرفت. سر سلسله اين بحث ها مقاله ای بود که عطاء الله مهاجرانی وزير پيشين فرهنگ و ارشاد اسلامی در ويژه نامه اعتماد نوشت و اين سبب شد که چند تن ديگر وارد گود بحث درباره بوف کور شوند. از جمله آنان می توان از دکتر محمد صنعتی ياد کرد که در زمينه هدايت شناسی فعاليت های مجدانه ای دارد و پاسخی قابل اعتنا به داوری های کتاب و نيز داوری های مهاجرانی درباره کتاب نوشت. اما گذشته از هر نوع داوری، هدايت همچنان در صدر مباحث ادبی سال قرار داشت و اين نشان می دهد که ماجرای هدايت مانند تفسير حافظ شکلی پايان ناپذير به خود گرفته است.

از آنجا که بحث کتاب در ميان است مناسب است از مشکلی که برای برپايی نمايشگاه کتاب تهران پيش آمده نيز ياد کنيم. نمايشگاه کتاب تا کنون در محل دائمی نمايشگاهها در بزرگراه چمران برپا می شد اما از يکی دو سال پيش زمزمه تغيير محل آن درگرفت و علت نيز ترافيک سنگينی است که در روزهای نمايشگاه در اتوبان چمران حوالی محل نمايشگاه به وجود می آيد ولی ناشرين از تغيير محل نمايشگاه استقبال نکردند. بويژه آنکه متصديان نمايشگاه را دوپاره کرده اند. بخش کتابهای خارجی قرار است در همان محل سابق برگزار شود و بخش کتابهای داخلی در محل مصلا. اين موضوع موجب بحث های زيادی در بين ناشران و دولت شده و روابط دولت و ناشران را که پيش از اين نيز به خاطر مسائلی چون سانسور کتاب و کاغذ تيره بود، تيره تر کرده است. به هر حال سازمان های نشر اعلام کرده اند که در نمايشگاه سال ۸۶ شرکت نخواهند کرد و هنوز اين موضوع به نحوی فيصله نيافته که بتوان به يک نمايشگاه پربار در سال ۸۶ دل بست.

از آنجا که پايان هر چيز مرگ است در انتهای گزارش وقايع ادبی سال بايد از مرگ چند تن ياد کنيم. عمران صلاحی طنز نويس شهير از جمله درگذشتگان سال ۸۵ است. او در پنجاه و چند سالگی به سکته قلبی درگذشت. سکته قلبی همچنين يکی از بهترين هنرمندان ايران را از ما گرفت. عليرضا اسپهبد نقاش نام آوری بود که در اواخر سال ۸۵ در سن پنجاه سالگی از دست رفت. يادشان گرامی باد.